| نشست آسیب شناسی تحزب در ایران با محوریت حزب جمهوری اسلامی
برگزار کننده اندیشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی
مدعوین حاضر در این نشست ( 1-حمیدرضا ترقی ازاعضا و مسئولین سابق حزب جمهوری اسلامی و موتلفه اسلامی
(2-فیض الله عرب سرخی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
(3- مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی
سوال1 )- دلایل و علل تعطیلی حزب جمهوری اسلامی در کمتر از یک دهه چه بود ؟آیا سابقه کار حزبی نداشتند؟یا جمع کردن افراد با عقاید مختلف در حزب اشتباه بود ؟ یا دلایل دیگری داشت ؟
پاسخ حمیدرضا ترقی:
اولا بسیاری از سران تشکیل دهنده حزب قیل از انقلاب جزء شورای مرکزی و شورای داوری هیئت های موتلفه
اسلامی بودند که توسط امام تاسیس شده بود و درکار تشکیلاتی تجربه داشتند مثل مرحوم شهید بهشتی .شهید باهنر.
اقای رفسنجانی .عسکر اولادی . بادامچیان . اسلامی .درخشان .انواری .فارسی .رجائی.لاجوردی.توکلی بینا و....
ثانیا هدف شهید بهشتی و موسسین حزب این بود که همه نیروهای مذهبی و انقلابی طرفدار امام خمینی که در براندازی
رژیم شاه تلاش کردند را برای دوران تثبیت و استقرار نظام اسلامی در یک تشکیلات جمع کنند و آنهارا در نظام سازی
و دولت سازی سهیم کنند .زیرا این باور که درقبل از انقلاب بین نیروهای مخالف رژیم طاغوت بود که اختلاف نظرها را تا براندازی رژیم کنار بگذارند و برای بعد از پیروزی هم تا رفع فتنه ها و توطئه های دشمن از انقلاب ضروری تلقی میشد.ما در زندان رژیم با منافقین ومجاهدین انقلاب ونهضت ملی هاکه ادعای اسلامی داشتند اختلاف شدیدداشتیم و لی علمای انقلابی تشدید این اختلافات را به مصلحت مبارزه نمی دانستند
اما تجربه نشان داد که وحدت جریانهای مخالف رژیم در براندازی رژیم طاغوت و تبعیت از رهبری امام خمینی .تاکتیکی و موقت بوده و در مرحله تثبیت و استقرار نظام جدید همه مدعی وروی نظر خودشان اصرار دارند .حتی اگر روی رهبری امام همچنان وحدت دارند ولی در نظام سازی و دولت سازی بعد از پیروزی نظراتشان متفاوت است.
شهید بهشتی که در مناظرات و تضارب افکار مهارت خاصی داشت سعی کرد با تشکیل چلسات تعاملی و گفتگو این اختلافات را کاهش و حزب را بسوی تصمیمات جمعی هدایت کند لذا تبیین مواضع حزب در موضوعات عقیدتی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی برای همین منظور انجام شد تا از حزب یک صدا بیرون بیاید . اما در بعضی موارد
مثل انسجام با جریان چپ چه مجاهدین انقلاب و چه جریان طرفداران پیمان و خداپرستان سوسیالیست این وحدت و انسجام محقق نشد .و جریانهای لیبرال هم مثل بنی صدر اتحاد را نپذیرفتند
در جلسه ای که مجاهدین انقلاب با آقای هاشمی در همین مورد داشتند بعد از بحث طولانی آقای هاشمی گفتند که با
دیدگاه شما که میخواهید حزب مسلح با شید و دیدگاههای سوسیالیستی دارید نمی توانیم وحدت کنیم . که آنها رفتند
دنبال تشکیلات مستقل و آیه الله راستی را برای محوریت خود انتخاب کردند ولی بازهم به اختلاف خوردند و بعد از نامه آیه الله راستی به امام منحل شدند
ولی طرفداران جریان سوسیالیستهای خداپرست مثل موسوی در حزب ماندند و روزنامه جمهوری اسلامی و دفتر سیاسی را بدست گرفتند .
این اختلافات در مرحله تعیین نظام جمهوری اسلامی و تدوین قانون اساسی بروز قابل توجهی پیدا نکرد وعمده اختلاف با کسانی بود که به حزب نپیوسته بودند و راهشان را از همینجا جدا کردند .ولی چون اقلیت بودند هم نظام جنهوری اسلامی و هم قانون اساسی به تصویب رسید .
اینجا بود که مخالفین حزب دست به ترورسران حزب و انفجار ساختمان آن زدند تا حزب را از صحنه خارج کنند و جریانهای لیبرال و منافق و کمونیست هم با تخریب تحزب و ترورشخصیت سعی در کاهش سرمایه اجتماعی حزب
کردند.
با پیروزی حزب در انتخابات مجلس شورای اسلامی با توجه به نظام پارلمانی بودن قانون اساسی رئیس جمهور
با اختیارات تشریفاتی توسط مردم و لی نخست وزیر و هیئت دولت توسط مجلس انتخاب میشدند لذا اگر چه در مرحله نظام سازی مخالفین به نتیجه ای نرسیدند ولی در مرحله دولت سازی با حزب جمهوری اسلامی در افتادند
حزب در انتخابات ریاست جمهوری به بنی صدر و لیبرالها باخت ولی با معرفی رجائی به مجلس و انتخاب او بعنوان نخست وزیر دولت را دردست گرفت .
اختلاف رجائی با بنی صدر به امام کشید وامام رجائی را محق دانست و بنی صدر کارش به خیانت به نظام وجنگ
کشید و بلاخره عزل شد و از کشور به همراه رجوی منافق فرار ومنافقین با اعلام جنگ مسلحانه باترور و انفجار
هم شهید بهشتی و 72 تن از مسئولان و نمایندگان مجلس را به شهادت رساندن و هم با انفجار نخست وزیری شهید رجائی و با هنر را حذف کردند .
آیه الله خامنه ای پس از بازیابی سلامتی بعد از ترور .بجای شهید بهشتی به دبیرکلی حزب انتخاب شدند و بعد از شهادت رجائی و باهنر به ریاست جمهوری کشور از سوی مردم برگزیده شدند .
اختلافات داخلی حزب اینجا از انتخاب نخست وزیر شروع شد و میرحسین موسوی دربرابرمیرسلیم به نخست وزیری توسط مجلس انتخاب شد .
اما نخست وزیر منتخب حزب و مجلس از این به بعد از حزب تبعیت نکرد و در انتخاب وزرا هم به نظرات رئیس جمهور توجه نکرد و دور اول همزمان با جنگ تحمیلی با شکاف بین حزب و دولت بگونه ای سپری شد که رئیس جمهور بالغ بر 500 تخلف از قانون اساسی را توسط دولت موسوی به شورای نگهبان گزارش کرده بود .این بود که در دور دوم
رئیس جمهور باه معرفی دوباره موسوی برای نخست وزیری تمایلی نداشت و فقط بخاطر حفظ انسجام ملی کشور بنا به نظر امام در دوران جنک آنرا پذیرفتند ولی در عین حال 99 نفر در مجلس به نخست وزیری موسوی رای ندادند.
سیاستهای اقتصادی دولت موسوی و دولتی کردن اقتصاد و نابود کردن بخش خصوصی در اقتصاد و عدم مردمی کردن تجارت علی رغم تاکید امام و بکار گیری نیروهای چپ در دولت موجب بروز اختلاف در حزب و ایجاد سه دسته ی
طرفداران موسوی – مخالفین موسوی – و جریان سوم شد و حزب به علت سیاستهای ضد بخش خصوصی دولت حمایت مالی اصناف را از دست داد واین اختلافات سیاسی و اقتصادی به درون دولت و مجلس کشیده شد
استعفای تعدادی از وزرا ی حزبی از دولت و انشعاب در روحانیت مبارزو استطکاک بین حزب و دولت موجب نوشتن نامه ای توسط آیه الله خامنه ای و آقای هاشمی به امام برای واگذاری مسئولیت حزب به دیگران و چاره اندیشی شد
که امام واگذاری به غیر را به مصلحت ندانستند و با کاهش فعالیتهای حزب موافقت کردند و در نتیجه بعد ازمدتی کوتاه بخاطر عدم انکان فرصت گذاری سران حزب بخاطر مسئولیت در قوای سه گانه و حفظ وحدت و انسجام ملی در برابر دشمن و فقدان بودجه برای اداره حزب طی درخواست دوم به امام حزب تعطیل شد .
سوال2)- بنظر شما حزب جمهوری اسلامی تجربه موفقی در تحزب بوده؟
پاسخ حمیدرضا ترقی :
این شرایط و تعطیلی حزب دلیلی بر عدم موفقیت حزب در ماموریتی که در دهه اول انقلاب بدوش داشت و اهدافی که دنبال کرد نیست .
بنظر من حزب جمهوری اسلامی توانست نیروهای پراکنده سیاسی و انقلابی و مبارزقبل از انقلاب را در یک تشکیلات فراگیر جمع و منسجم کند و با آموزش و ایجاد فضای گفتگو افکار و اندیشه های آنها را هم نزدیک کند تا مرحله نظام سازی و دولت سازی در کشور طی شده و نظام بعد از انقلاب تثبیت گردد .
برگزاری رفراندم جمهوری اسلامی – انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی – تدوین و تصویب قانون اساسی بارفراندوم مردم – برگزاری اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی – ایجاد رقابت شدید در انتخابات اولین رئیس جمهوری علی رغم شکست در برابر لیبرالها – تشکیل دولت مردمی و نمونه شهید رجائی –تربیت نیروهای مدیر برای اداره کشور –ارتقاء بینش سیاسی مردم با تشکیل حوزه ها و جذب اعضا گسترده در شهر و روستا . مقابله سیاسی با جریانهای منحرف و ضد انقلاب با پرداخت هزینه سنگین ترور کادر های خود – دادن بیشترین شهید تحزب در ایران –ارائه الگوی نو و جدید از تحزب اسلامی در جامعه که:
• حزب باید شیفته خدمت باشد نه تشنه قدرت
• حزب باید در خدمت تثبیت نظام و بازوی ولایت باشد
• حزب باید معبد باشد نه مرکز غیبت و تهمت
• جزب باید کادر ساز و پرورش دهنده نیروهای مدیر برای انقلاب باشد
• حزب باید از نظام مقدس جمهوری اسلامی در برابر توطئه های مخالفین داخلی و خارجی صیانت کند
• حزب باید با اقتدار به نقد اندیشه های مخالف برود و با مناظرات انحراف اندیشه های نفوذی رابرملاکند
• تحزب با وحدت منافات ندارد اگر احزاب به قانون اساسی و ولایت فقیه ملتزم عملی باشند
• حزب باید خواسته های بحق مردم را مطالبه کند
• حزب ناظری دقیق و منصف نسبت به عملکرد مسئولان در چارجوب قانون است
• امربه معروف و نهی از منکر حزبی بهترین شیوه اصلاحات در کشور است
• انتخابات حزبی بهترین روش برای به قدرت رساندن صالحین و شایسته گان درد فقر چشیده است
• احزاب میتوانند اعتراضات بحق جامعه را سازماندهی و کنترل ومنجر به نتیجه کنند
را به آیندگان ارائه داد و این ها موفقیت های حزب جمهوری اسلامی است .
البته حزب جمهوری اسلامی نتوانست از نفوذ لیبرالها و جریانهای التقاطی و فرصت طلبان به درون حاکمیت بطور کامل جلو گیری کند
حزب نتوانست با دولتی کردن اقصاد وروند نابودی بخش خصوصی و تعاونی مقابله کند
این نقاط قوت و ضعف درسهای ارزشمندی برای جامعه ما دارد ومی طلبد که جامعه بسمت احزابی برود که برای اداره کشور برنامه دارند و مردم میتوانند با ارزیابی برنامه هایشان سرنوشت کشور را به کسانی بدهند که برنامه شان مورد علاقه و تاییدشان هست و او احزاب هم پاسخو هستند .
سوال 3)- چرا عمر احزاب در ایران کوتاه مدت است و احزاب در ایران پا نمی گیرند؟
پاسخ حمیدرضا ترقی :
البته حزب موتلفه اسلامی مستثنی است چون 60 سال از عمر آن میگذرد و همچنان فعال است ولی علت کوتاهی عمر احزاب در ایران را باید در چند موضوع خلاصه کرد .
• تکیه احزاب به شخصیتها و افراد
• عدم ریشه دواندن در بدنه جامعه
• عدم رعایت نسبت تخزب با ولایت فقیه و اسلام در نظام اسلامی
• نانوانی مالی برای تامین هزینه فعالیت مستمر
• عدم آرمان و هدف دراز مدت و اکنفا به اهداف کوتاه مدت انتخاباتی
• عدم رعایت سنخیت احزاب با ایدئولوژی مردم
• عدم رعایت التزام عملی به قانون اساسی و ولایت فقیه
• تجدید نظر طلبی و خستگی و پشیمانی از راه طی شده
• همراهی بعضی احزاب با اهداف و شعار اپوزسیون و جلب حمایت بیگانگان
• فرهنگ فرد گرائی و عدم روحیه کار جمعی در مردم و طرفداران
سوال 4)- چالشهای تحزب در ایران چیست چرا احزاب در ایران پا نمیگیرند و بیشتر جریانها هستند که تعیین کننده اند؟
پاسخ حمیدرضا ترقی :
چالشهای تحزب در ایران را از چند جنبه باید مورد بررسی قرار داد.
1- چالش قانونی
مادر قانون اساسی مشوقی برای فعالیت حزبی نداریم و صرفا افراد جامعه از فعالیت حزبی مشروط منع نشده اند
در قانون عادی هم چند بار قانون احزاب تصویب و اصلاح شده ولی هنوز در حدی که مشوقی برای حزب گرائی باشد نیست . تنها قانون جدید انتخابات تناسبی در تهران زمینه فعالیت احزاب را فراهم کرده ولی سراسر ی نیست
این درحالیست که در کشور های غربی و نظامهای حزبی هرفردی که میخواهد به مسئولیت مهمی برسد باید از درون حزب بالا بیاید آنهم صد تا حزب چندتا حزب قوی و قدرتمند.
2- چالش عملکردی
وقتی حزبی با اصل نظام و ولایت فقیه مخالفت میکند نمیتواند دوام بیاورد
وقتی حزبی به جامعه پذیری سیاسی مردم و نسل جوان کمک نمی کند نمی تواند گرایش به تحزب را بالاببرد
وقتی احزاب فقط در زمان انتخابات ظاهر میشوند و بعد غایبند نمی توانند مردم را جذب کنند
وقتی احزاب بجای تثبیت نظام در جهت تضعیف آن گام برمیدارند نمیتوانند توقع داشته باشند مردم دنبال آنها
بروند
وقتی احزاب رقابت سیاسی با رقبای حزبی خودرا به رقابت با نظام می کشانند اعتماد مردم را از دست
میدهند و اعتماد دشمنان را بدست می آورند
3-چالش پایگاه مردمی
احزاب باید قشری از اقشار مردم را نمایندگی کنند و آن قشر آن حزب و مواضع آنرا نماینده خود بدانند
کدامیک از احزاب صنفی واقعا منتخب صنف خودش است و فراگیری را در اون صنف حفظ کرده
کدامیک از احزاب صنفی مطالبات صنف خودشان را دراولویت قرار میدهند
4-چالش آرمانی
نظام جمهوری اسلامی برای حاکمیت ارزشهای دینی در جامعه و بستر سازی برای حکومت جهانی امام
عصرعح تشکیل شده هدف احزاب ژاپن شدن و غربی شدن یا کمونیست شدن ایران نیست . مردم سالاری
ما مردم سالاری دینی است نه دموکراسی غربی !خواست مردم در چهارچوب اسلام عملی میشود بنابراین
تحزب اسلامی در نظام مردم سالار دینی قابل دوام است نه تحزب امانیستی و غرب گرا
5-چالش کارکردی
تحزب آداب رقابت سیاسی مشخصی را می طلبد
تحزب باید به آموزش اعضا و کادر سازی توجه ویژه داشته باشد
تحزب باید نقش حلقه های میانی بین مردم و مسئولان را بتواند بازی کند
احزاب باید برای اداره کشور برنامه داشته و برای حل مشکلات چاره اندیشی کنند
من تصور میکنم اگر احزاب کارکرد درستی داشته باشند و حرف نو برای جامعه داشته باشند و مردم به توانمندی آنها برای حل مشکلات امیوار باشند و از سلامت سیاسی و اقتصادی و اخلاقی برخوردار باشند قطعا به تحزب گرایش پیدا میکنند . |