| چگونه مسئولان در جنگ ترکیبی دچار اشتباه محاسباتی میشوند
شرحی برحدیث ولایت حمیدرضا ترقی
دشمن با شکست در میدان نظامی بر تابآوری مردم و ایجاد خطای محاسباتی مسئولان تمرکز دارد. امام سید مجتبی حسینی خامنه ای ۱۴/خرداد/۱۴۰۵
درجنگ ترکیبی علیه ایران چه خطایی ممکن است در دستگاه محاسباتی مسئولان کشورایران رخ دهد؟
در یک «جنگ ترکیبی» — یعنی ترکیبی از فشار رسانهای، روانی، اقتصادی، سایبری، دیپلماتیک، امنیتی و گاهی نظامی — مهمترین خطر برای هر کشور این است که دستگاه محاسباتی مسئولان دچار خطای برداشت، خطای اولویتگذاری یا خطای تصمیمگیری شود. درباره ایران نیز میتوان بهصورت کلی و غیرجانبدارانه چند خطای محتمل را نام برد:
۱. خطای بزرگنمایی یا کوچکنمایی تهدید
گاهی تصمیمگیران ممکن است تهدید را بیش از حد بزرگ ببینند و وارد واکنشهای پرهزینه شوند؛ یا برعکس، تهدید را کوچک بشمارند و دیر واکنش نشان دهند.
مثلاً در جنگ روانی، هدف طرف مقابل میتواند این باشد که مسئولان را به این نتیجه برساند که «همه چیز در آستانه فروپاشی است» یا برعکس «هیچ اتفاق مهمی نیفتاده است». هر دو برداشت میتواند خطرناک باشد.
۲. اشتباه گرفتن «صدای بلند» با «واقعیت اجتماعی»
در فضای مجازی، رسانهها و عملیات روانی، گروههای فعال و پرصدا ممکن است بزرگتر از وزن واقعی خود دیده شوند. اگر مسئولان فقط بر اساس ترندها، شبکههای اجتماعی یا گزارشهای گزینشی تصمیم بگیرند، ممکن است تصویر دقیقی از جامعه نداشته باشند.
از طرف دیگر، نادیده گرفتن نشانههای واقعی نارضایتی یا مطالبات اجتماعی نیز یک خطای جدی است.
۳. تصمیمگیری واکنشی بهجای راهبردی
یکی از اهداف جنگ ترکیبی این است که کشور هدف را وادار به واکنشهای سریع، عصبی و کوتاهمدت کند. در چنین شرایطی، احتمال دارد تصمیمها بیشتر برای «پاسخ فوری» گرفته شوند تا برای «حل مسئله».
تصمیم واکنشی ممکن است در کوتاهمدت آرامش ایجاد کند، اما در بلندمدت هزینههای سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی تولید کند.
۴. اطلاعات ناقص یا گزارشهای خوشبینانه
اگر زنجیره گزارشدهی به مسئولان دچار محافظهکاری، ترس از بیان واقعیت، یا تمایل به ارائه گزارشهای مطلوب باشد، تصمیمگیران با دادههای ناقص تصمیم میگیرند.
در جنگ ترکیبی، خطای اطلاعاتی بسیار خطرناک است؛ چون دشمن تلاش میکند هم اطلاعات غلط تزریق کند و هم نظام تصمیمگیری را نسبت به واقعیتهای میدانی دچار ابهام کند.
۵. امنیتیدیدن همه مسائل
یکی از خطاهای رایج در شرایط فشار خارجی این است که همه موضوعات اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی صرفاً از زاویه امنیتی دیده شوند. در حالی که بخشی از مسائل ممکن است ریشه اقتصادی، مدیریتی، نسلی، ارتباطی یا معیشتی داشته باشد.
اگر همه چیز امنیتی تفسیر شود، احتمال دارد راهحلهای غیردقیق انتخاب شود.
۶. نادیده گرفتن جنگ شناختی
در جنگ ترکیبی، هدف فقط ضربهزدن به زیرساختها نیست؛ بلکه تغییر ادراک مردم و مسئولان نیز اهمیت دارد. اگر مسئولان تصور کنند میدان اصلی فقط اقتصاد، دیپلماسی یا امنیت سخت است، ممکن است از میدان «ذهن و اعتماد عمومی» غافل شوند.
اعتماد عمومی در چنین شرایطی یک سرمایه راهبردی است.
۷. دوگانهسازیهای سادهانگارانه
خطای دیگر این است که مسائل پیچیده به دوگانههای ساده تبدیل شوند؛ مثلاً:
موافق / مخالف
داخلی / خارجی
مردم / دشمن
مقاومت / تسلیم
امنیت / آزادی
اقتصاد / سیاست خارجی
درحالیکه واقعیت معمولاً پیچیدهتر است. تصمیمگیری خوب نیازمند دیدن طیفها، لایهها و انگیزههای مختلف است.
۸. تأخیر در اصلاحات لازم
گاهی طرف مقابل در جنگ ترکیبی روی ضعفهای واقعی کشور هدف سرمایهگذاری میکند. اگر مسئولان همه مشکلات را صرفاً نتیجه عملیات دشمن بدانند، ممکن است اصلاحات ضروری داخلی به تعویق بیفتد.
در واقع، فشار خارجی زمانی مؤثرتر میشود که با ضعفهای داخلی ترکیب شود.
۹. بیتوجهی به افکار عمومی و روایتسازی
در جنگ ترکیبی، فقط «واقعیت» مهم نیست؛ «روایت از واقعیت» هم اهمیت دارد. اگر مسئولان نتوانند با مردم شفاف، دقیق و قابلاعتماد صحبت کنند، روایتهای رقیب جای روایت رسمی را میگیرند.
ضعف در اطلاعرسانی، تناقضگویی، پنهانکاری یا تأخیر در توضیح رخدادها میتواند هزینهساز شود.
۱۰. غفلت از اقتصاد بهعنوان میدان جنگ
در جنگ ترکیبی، اقتصاد فقط یک حوزه داخلی نیست؛ بلکه میدان فشار، بیثباتسازی و اثرگذاری روانی است. تورم، نرخ ارز، اشتغال، سرمایهگذاری و معیشت میتوانند مستقیماً روی امنیت روانی جامعه اثر بگذارند.
اگر مسئولان اثر روانی تصمیمات اقتصادی را درست محاسبه نکنند، حتی یک تصمیم فنی میتواند پیامد اجتماعی یا امنیتی پیدا کند.
۱۱. خطا درتشخیص انسجام ظاهری
گاهی در ظاهر، دستگاهها و نهادها هماهنگ به نظر میرسند، اما در عمل بین آنها اختلاف تحلیل، رقابت سازمانی یا تعارض منافع وجود دارد. در جنگ ترکیبی، ناهماهنگی نهادی میتواند سرعت و کیفیت تصمیمگیری را کاهش دهد.
۱۲. افتادن در دام تحریک
یکی از روشهای جنگ ترکیبی، طراحی حوادث یا پیامهایی است که کشور هدف را به واکنش تند، پرهزینه یا غیرقابلبازگشت سوق دهد. اگر تصمیمگیران دام تحریک را تشخیص ندهند، ممکن است حرکتی انجام دهند که دقیقاً مطلوب طرف مقابل است.
جمعبندی
مهمترین خطایی که ممکن است در دستگاه محاسباتی مسئولان ایران در شرایط جنگ ترکیبی رخ دهد، این است که تصویر واقعی از جامعه، دشمن، توان داخلی، هزینه تصمیمات و اولویتهای کشور مخدوش شود.
بهطور خلاصه، خطر اصلی اینهاست:
تهدید بیش از حد بزرگ یا کوچک دیده شود؛
واقعیت جامعه درست فهم نشود؛
تصمیمها احساسی و واکنشی شوند؛
اطلاعات ناقص یا گزینشی به مسئولان برسد؛
مسائل داخلی فقط امنیتی تفسیر شوند؛
اعتماد عمومی و روایتسازی نادیده گرفته شود؛
اصلاحات ضروری به تأخیر بیفتد؛
کشور در دام تحریک و محاسبه غلط بیفتد.
در جنگ ترکیبی، پیروزی فقط با قدرت سخت بهدست نمیآید؛ بلکه به دقت محاسبه، کیفیت حکمرانی، اعتماد عمومی، انعطاف تصمیمگیری و شناخت درست از واقعیت بستگی دارد. |