| معلم تراز انقلاب درنهاد حاکمیتی
شرحی برحدیث ولایت حمیدرضا ترقی
آموزشوپرورش یک نهاد حکومتی است. وظیفهی دولت اسلامی است که جوان و نوجوان را تا یک مقطعی لااقل ــ حالا مثلاً تا آخر مقطع دبیرستان ــ با علم، با فن، با حرفه، با معارف، با ایمان بالا بیاورد؛ این، وظیفه است. ۴۰۴/۰۲/۲۷
تعریف نهاد حکومتی
امور حاکمیتی در جمهوری اسلامی ایران شامل وظایفی است که تحقق آنها برای حفظ اقتدار و حاکمیت کشور ضروری است و منافع آن به طور یکسان و بدون محدودیت برای تمام اقشار جامعه ارائه میشود. این امور شامل سیاستگذاری، برنامهریزی، نظارت در زمینههای مختلف مانند اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و همچنین امور قضایی، حفظ امنیت و تمامیت ارضی کشور، ترویج فرهنگ و اخلاق اسلامی و اداره امور داخلی و خارجی است.
مفهوم حاکمیتی بودن آموزش و پرورش چیست ؟
برای درک مفهوم حاکمیتی بودن آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی، باید به چند نکته توجه کنیم
: نگاه ایدئولوژیک: در جمهوری اسلامی، آموزش و پرورش صرفاً یک نهاد آموزشی نیست، بلکه یک نهاد ایدئولوژیک نیز هست. هدف آن، تربیت نسلی است که نه تنها دانش و مهارت داشته باشد، بلکه ارزشها و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی را نیز بپذیرد و در جهت تحقق آنها تلاش کند
. نظارت و کنترل: دولت جمهوری اسلامی، از طریق وزارت آموزش و پرورش، نظارت و کنترل گستردهای بر محتوای آموزشی، کتب درسی، گزینش معلمان و مدیران مدارس دارد. این نظارت و کنترل با هدف تضمین انطباق آموزش و پرورش با ارزشها و آرمانهای نظام صورت میگیرد
. محدودیتها: مفهوم حاکمیتی بودن آموزش و پرورش، میتواند منجر به محدودیتهایی در آزادی عمل معلمان، تنوع دیدگاهها و انتقاد از سیاستهای آموزشی شود. به طور خلاصه، حاکمیتی بودن آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی به این معناست که آموزش و پرورش به عنوان ابزاری برای حفظ و تقویت نظام سیاسی و ایدئولوژیک حاکم تلقی میشود و تحت نظارت و کنترل گسترده دولت قرار دارد.
دلایل حاکمیتی بودن کار آموزش و پرورش از نگاه رهبری
1- آموزش و پرورش سنگ بنای آیندهی کشور است. ما اگر مشکلاتی در زمینههای اخلاقی و رفتاری، علمی، اعتماد به نفسِ ملی و عمومی و در زمینههای گوناگون دیگر داریم، در ریشهکاوىِ اینها به آموزش و پرورش میرسیم. همانطور که بعضی دوستان گفتند، آموزش و پرورش از مراکز دیربازده است، لیکن بازده آموزش و پرورش یک بازده حیاتی، تعیینکننده و ماندگار است. اگر آموزش و پرورش در یک کشور ارتقاء پیدا بکند و اصلاح شود، در اقتصاد، سلامت و بهداشت، محیط زیست، مرگ و میر، باروری، زیبایی و هنر، رفتارهای گوناگون مردم در سطح جامعه با یکدیگر، و فراتر از همهی اینها، در دین، فلسفه و اخلاق تأثیر خواهد گذاشت. نگاه مدرن به مسائل حیات، امروز پیشروان علمی دنیا را به اینجا رسانده که باید فلسفه را از دورهی دبستان به کودکان تعلیم داد؛ البته با زبان کودکی.
2- باید نگاه بنیانی و اساسی داشته باشیم :اکنون اقتصادِ مبتنی بر علم، سیاستِ مبتنی بر علم و جامعهی علممحور، جزوِ شعارهای امروز دنیاست. ما اگر بخواهیم از قافلهی حرکت جهانی عقب نمانیم - چه برسد به اینکه بخواهیم نقش تعیینکننده، پیشرونده و پیشبرنده ایفا کنیم - چارهای نداریم جز اینکه یک نگاه بنیانی و اساسی به آموزش و پرورش بیندازیم.
3- فوندانسیون بنای رفیع آینده کشور است :آموزش و پرورش آن قاعدهی اساسی، (به قول معمارها و بنّاها) آن فونداسیون اساسی برای بنای رفیعی است که ما میخواهیم برای آیندهی کشورمان داشته باشیم. این یک واقعیتی است که ما را دهها سال عقب نگه داشتهاند و این دهها سال، تصادفاً در دوران شکوفایی و پیشرفت علمی بوده است. ما بدون اینکه خودمان بخواهیم و ارادهای داشته باشیم، دهها سال - از اواخر دوران قاجار تا تمام دوران پهلوی - ما را عقب نگه داشتند؛ این واقعیتی است. ما امروز باید عرق بریزیم، تلاش کنیم و همهی توانمان را مصرف کنیم تا این فاصله را تا آنجایی که ممکن است، کم کنیم. اعتقاد بنده بر اساس تجربه و نگاههای علمی کارشناسانی که در این زمینهها نظر دادهاند، این است که «میتوانیم»؛ این چیزی نیست که ممکن نباشد. در سنن الهی و قوانین آفرینش، راههای میانبر، فراوان است؛ هنر این است که این راه میانبر را کسی پیدا کند؛ بنابراین میتوانیم ؛ منتها تلاش لازم دارد.
4- آموزش و پرورش، مهمترین دستگاه مولّد ماست؛ دستگاه مولّد، نه یک دستگاه مصرفکننده. باید فلسفهی آموزش و پرورش اسلامی، واضح باشد و بر اساس این فلسفه، افق آیندهی آموزش و پرورش کشور روشن باشد؛ معلوم باشد ما دنبال چه هستیم و کجا میخواهیم برویم و بر اساس آن خطکشی بشود، برنامهریزی بشود و راهها مشخص بشود؛ ما به این احتیاج داریم. آموزش و پرورش باید از روزمرّگی بیرون بیاید؛ این اساس حرف است آ۱۳۸۵/۰۲/۱۲
5- آموزش و پرورش، یک فرصت برای انقلاب است :یک سازمان فراگیرِ سراسرىِ کشوری است. یکی از فرصتهائی که در اختیار کشور و در اختیار انقلاب قرار دارد، همین فرصت سازمان آموزش و پرورش است. شما مسئولان و بزرگان آموزش و پرورش، یک سازمان چندین میلیونی در اختیار دارید که مثل یک رشتهی اعصاب، در سراسر این جسمِ گسترده پراکنده است؛ مثل کانالکشی خون که در رگهای بدن انسان جریان دارد. این سازمان تا اعماق شهرها و روستاها گسترده است. خوشبختانه بخصوص بعد از انقلاب شاید نقطهای در کشور نباشد که آموزش پرورش در آنجا حضور نداشته باشد. مردم میآیند فرزندان خود را با میل، با رغبت، با درخواست، با تمنا، در اختیار این سازمان میگذارند.
6- آموزش و پرورش بالا ترین اهمیت را دربین دستگاهها دارد :واقعاً اگر انسان بخواهد کارهای کشور را، این بخشها و قسمتهای گوناگون کشور را تقسیمبندی کند و به حسب اهمیت، موقع اینها را مشخص کند، آن بالابالاها آموزش و پرورش قرار میگیرد. جوان ما به آموزش و پرورش بستگی دارد، اخلاق ما به آموزش و پرورش بستگی دارد. یک عدهای مینالند از این که چرا ما از لحاظ اخلاقی جلو نمیرویم. البته این درست است، ما هم قبول داریم که باید در زمینهی اخلاقی جلوتر رفت؛ منتها یکی از شرائطش این است که ما برای جوانهامان الگو داشته باشیم. ۱۳۹۱/۰۲/۱۳
7- آموزش و پرورش برای عمق بخشیدن و آسیب ناپذیر کردن عقاید دینی و ایمان اسلامی فرزندان ملت ایران موظف به برنامهریزی است
موارد فوق نیاز مند بکار گیری معلمان تراز انقلاب اسلامی است که از نظر اعتقادی و سیاسی واحساس مسئولیت
جایگاه مهم خود را درک و بتوانند به وظیه مهم خود در تربیت نسل آینده تراز انقلاب عمل کنند .
باتوجه به دلایل فوق و حاکمیتی بودن آموزش و پرورش واگذاری بخشهایی از این دستگاه به افراد حقیقی و حقوقی که وابسته و معتقد به نظام اسلامی نباشند خلاف و غیر قابل پذیرش است
همانطور که مقام معظم رهبری در این دیدار فرمودند . خصوصی سازی آموزش و پرورش ،انهم به کسانی که با نظام جمهوری اسلامی زاویه دارند خلاف ،حاکمیت است
با توجه به مفهوم حاکمیتی بودن آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی، خصوصیسازی آموزش و پرورش، به ویژه اگر به دست افرادی با دیدگاههای مغایر با نظام بیفتد، میتواند از چند جنبه با این مفهوم در تضاد باشد:
انتقال قدرت ایدئولوژیک: خصوصیسازی به افراد یا گروههایی که با ارزشهای نظام زاویه دارند، این امکان را میدهد که با تاسیس مدارس خصوصی، دیدگاههای خود را در سیستم آموزشی وارد کنند و بر تربیت نسل آینده تاثیر بگذارند. این موضوع از منظر حاکمیت، تهدیدی برای انتقال ارزشهای مورد نظر نظام تلقی میشود
. عدم کنترل محتوا: اگرچه مدارس خصوصی نیز تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش قرار دارند، اما امکان مانور بیشتری برای اعمال دیدگاههای خاص خود دارند. این موضوع میتواند منجر به ارائه محتوایی شود که با اهداف و ارزشهای نظام همخوانی ندارد.
تضعیف نظام آموزشی عمومی: گسترش مدارس خصوصی میتواند منجر به تضعیف نظام آموزشی عمومی شود، زیرا خانوادههای متمولتر فرزندان خود را به این مدارس میفرستند و نظام آموزشی عمومی از منابع و امکانات کمتری برخوردار میشود. این موضوع میتواند منجر به ایجاد شکاف طبقاتی در آموزش و پرورش و در نهایت، تضعیف پایههای اجتماعی نظام شود. |